داستان قول بچه قورباغه نوشتهی جین ویلیس (jean willis) اگرچه برای کودک نوشته شده است دارای پایانی شوک آور و غیر منتظره است . داستان دربارهی عشق نافرجام میان یک کرم وبچه قورباغه است . اگرچه در آغاز این دو به یکدیگر قول میدهند تا هیچ گاه تغییر نکنند و تا ابد با یکدیگر باشند هر هفته ظاهر بچه قورباغه به شکل ناخواسته تغییر شکل میدهد و کرم با گریه و زاری او را میبخشد و از او قول میگیرد تا دیگر تغییر نکند . اما هربار با ظاهری متفاوت روبرو میشود . یک روز بچه قورباغه دم ندارد و روز دیگر دست و پایش ناپدید میشوند . سرانجام کرم کوچک دیگر قادر به بخشیدن او نیست . اورا ترک میکند و آنقدر گریه میکند تا به خواب میرود خوابی طولانی ....

دراین مدت قورباغه که دیگر بالغ شده و ظاهری کاملا متفاوت پیدا کرده تصمیم میگیرد که دوباره از عشقش بخواهد که یکبار دیگر نیز او را ببخشد . اما نمیتواند او را پیدا کند و هرروز ساعاتی طولانی لب برکه در انتظار کرم مینشیند .
پس ازمدتی درجایی که کرم به خواب رفته بود پروانهای از پیلهی خود خارج میشود وتصمیم به بخشیدن دوبارهی قورباغه میگیرد و برای دیدن او لب برکه میرود . آنجا قورباغهی سیاه بزرگی را میبیند که روی سنگی نشسته است . پروانه که قبلا عشق خود را مرواید سیاه نامیده بود جلو میرود تا بپرسد که تو مروارید سیاه مرا ندیدی؟
تو مروار....... بیشتر از این کلمات پروانه ادامه پیدا نمیکند چون قورباغه زبان درازش را بیرون میآورد و اورا میبلعد .
در صفحهی آخر داستان تصویر قورباغهی غمگینی را میبینیم که همچنان درانتظار کرم کوچولوی خود یا مروارید سفیدش به انتظار نشسته است .
اگرچه داستان پایانی تکان دهنده دارد براساس تحقیقات میدانی در شورای کتاب کودک به این نتیجه رسیدیم که برای کودک داستان آنقدرها هم شوکآور نیست . در واقع این نوع از داستانها را نمیتوان در گروه سنی خاصی قرار داد یا آن را صرفا متعلق به کودک دانست (مانند آثار سیلوراستاین) . داستان لایه لایه است و برداشت هر کودک بسته به گروه سنی و تجربی خویش متفاوت است . این قبیل آثار بسیار درخور توجه هستند ، زیرا مخاطب در هر سطح و سنی با آن ارتباط برقرار میکند و در سنین مختلف معناهای متفاوتی را از آن درک میکند . ضمنا تصویرگر این داستان تونی راس (toni ross) برندهی جایزهی جهانی هانس کریستین اندرسون بودهاست .